تبليغاتX
تبليغات X

یه دختر حزب اللهی

 

مهناز افشار که بخشی از آخرین قرارداد خود را به کودکان غزه اختصاص داده، گفت: اگر بتوانم و شرایط برایم فراهم شود برای کمک به مردم غزه به آنجا می‌روم.

 

مهناز افشار» در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در این مورد گفت: به نظر من در فلسطین افراد بی‌گناه گرفتار سیاستمداران گناهکار شده‌اند. من مشتاق کمک به این مردم هستم و امیدوارم اگر بتوانم شرایط سفر را فراهم کنم و هم‌کاری‌های لازم در این زمینه صورت گیرد، به غزه خواهم رفت تا به فلسطینی‌ها کمک کنم.
وی که بخشی از دستمزد خود را به مردم بیگناه غزه اختصاص داده، در این مورد گفت: حس کردم کاری که اکنون می‌کنم کمکی اندک و ناچیز است که بتواند بخش بسیار کوچکی از مشکلات مردم غزه را برطرف کند.
وی در پایان تصریح کرد: امیدوارم این امر که وظیفه‌ای برای همه ماست، مقبول خداوند باشد.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، مهناز افشار روز پنجشنبه هفته گذشته بخشی از قرارداد آخرین کاری خود در فیلم «پسر آدم، دختر حوا»(رامبد جوان) را برای کمک به کودکان غزه به حساب هلال احمر واریز کرد.

منبع : خبرگزاری فارس

 

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |
«ماشا اليلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسيه، به بالاترین حد رسید.

ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجاب اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي مي‌گويد از جلوه‌هاي كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختي مي‌كند.

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:
• چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا:من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود


• در زمانی که يك خواننده بودي آيا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.

• آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسيری طولانی بود؟
ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزديكترين دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را مي‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسيار گریستم؛ زيرا براي اولين بار در زندگي‌ام بود كه چیزی از خدا مي‌خواستم.

• در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

• آيا موسیقی هم گوش می‌دهی؟
ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می‌کنم.

• آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟
ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

• چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟
ماشا: اسلام نسبت به اديان ديگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

• از اينكه مسلمان شده‌اي چه احساي داري؟
ماشا: احساس خوشبختي. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

• و چه تفاوتي با قبل داري؟
ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

• آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمي‌خوري؟!
ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

• از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟
ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

• از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟
ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

• اينك چه چيزي از «اسلام» مي‌تواني به ديگران بگويي؟
ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قيد خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

• چه پيامي برای مسلمانان داري؟
ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

• و برای غیر مسلمانان؟
ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌اي که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است كمي اندیشه کنند.


+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |
آزاده اسدنژاد دانش آموز گلستاني چندی پیش برنده مدال طلاي جشنواره مخترعين کشور کره جنوبي به همراه سه تن از دوستان خود شد.
اختراع اين دانش آموز که به کمک دو تن ديگر از دوستان دانش آموزخود به ثبت رسانده است نوعي آسفالت است که وظيفه جذب گازهاي سمي و توليد اکسيژن و هواي پاک را برعهده دارد.



اسد نژاد در زمينه حضور خود درجشنواره مخترعين کره جنوبي به برنا گفت: خوشحالم که توانستم در اين جشنواره با ياري خداوند از ميان 600 مخترع از 50 کشور مدال طلا را به همراه دو ايراني ديگر کسب کنم و پرچم پرافتخار ايران را به اهتزاز درآورم و نماينده خوبي براي ايران باشم.
وي همچنين در خصوص مراسم اهداي جوايز گفت: در مراسم اهداء جوائز رئيس جمهور کره که توزيع مدال طلا را برعهده داشت خواست به من دست بدهد که من از دست دادن خودداري کردم که اين مساله بسيار مورد توجه خبرگزاري ها قرار گرفت.

وی در تشریح این ماجرا می گوید:

روز اهدای جوایز که مصادف با عید غدیر بود، هیچ امیدی نداشتم بین این همه آدم دست بالا، جایزه ویژه را دریافت کنم وقتی صدایم کردند اصلا باورم نمی شد. آن لحظه جمله ای از امام سجاد در ذهنم آمد؛ خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی دارم و تو چون خود نداری. وقتی خواستم بروم جایزه ام را دریافت کنم، از خدا خواستم که ظرفیت همچین موفقیتی را به من بدهد. زمانی که رییس جمهور کره دستش را دراز کرد که به من دست بدهد، شاید شعار گونه باشد، اما حضرت فاطمه در ذهنم آمد که جلوی یک نابینا خودش را پوشاند. من آن لحظه تنها ادای احترام کردم، اما دست ندادم. بعد از مراسم از ایشان معذرت خواهی کردم و گفتم این اعتقاد قلبی من بود. من نمی توانستم خیلی راحت از اعتقاداتم بگذرم.

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

2273_orig.jpg

روزنامه ی آلمانی " فرنکفورتر و روند شاو"  در مقاله ای با عنوان "مغزهای باهوش زیر چادر" حجاب زنان ایرانی را ستوده و نوشته است: حجاب در ایران، نه تنها برای زنان ایرانی محدودیت ایجاد نکرده، بلکه به آنان امکان داده تا بتوانند به راحتی به پیشرفت های خود، ادامه دهند.

این روزنامه به مقایسه ی، وضعیت علمی زنان ایرانی قبل و بعد از انقلاب تصریح کرد: زنان ایرانی در زمان رژیم پهلوی از آزادی ظاهری بیشتری برخوردار بودند، اما درصد زیادی از آنها تحصیلات علمی نداشتند.


هر چادر خود یک پرچم است


+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |


عقب نشيني سران فتنه با دادن بيانيه و انصراف از راهپيمايي روز 22 خرداد، همچون آب سردي بود براي حاميان بيشمار(!) جنبش سبز و آنان را وادار به تحليلهاي مختلفي نمود كه بيشتر شبيه دلداري خود و باقي هواداران بود تا تحليل!!

حاميان فتنه سبز كه ديگر شكي در شكست اين پروژه مشترك آمريكا، انگليس و اسرائيل ندارند، اين روزها بدجوري خود را به در و ديوار مي كوبند!



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

 

مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا می‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبدیل كند.



«حنان ترك» بازیگر مصری با انتخاب حجاب، ابراز پشیمانی از دوران بی حجابی خود کرده است.
به گزارش سرویس زنان جهان نیوز؛در سال‌های اخیر، رشد گرایش‌های دینی در کشور مصر باعث شده تعداد قابل توجهی از ستاره‌های زن سینما و همچنین مجموعه‌ای از گویندگان تلویزیونی مصر با حجاب شوند.

در این بین محجبه شدن هنرمندان زن، در بسیاری از کشورها به ویژه کشور مصر، رشد فزاینده‌ای داشته است.

پایگاه خبری نورت مصر نوشت :«حنان ترك» بازیگر مصری با اشاره به هفت سال تفكر برای انتخاب حجاب، گفت: این دوران، دوران زیانباری بود و ای كاش از روز اول حجاب را انتخاب كرده بودم.



وی در پاسخ به این سوال كه پیش از این در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی بدون حجاب بوده و اینك اگر آن فیلم‌ها را ببیند چه احساسی دارد گفت: حنان ترك اول یك بازیگر بود و حنان ترك دوم یك زن محجبه است.


این خواننده مصری در پاسخ به این سؤال كه با حجابت به كجا می‌خواهی برسی؟ گفت: مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا می‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبدیل كند. 

وی افزود: برای روز قیامت با اطاعت خدا و عمل خیر و كمك به ایتام تلاش خواهم كرد. 

وی همچنین با رد هرگونه پیشنهاد بازیگری بدون حجاب گفت: 80 درصد از مردم مصر محجبه هستند و چه كسی باید اینان را نمایندگی كند؟

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

 

 

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

سلام.

ببخشید که دیر اومدم  ،  آخه امتحاناتم شروع شده.

حجاب از نا بینا

امام موسی بن جعفر (ع) از پدران بزرگوارش نقل فرموده است:امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: فرد نا بینایی  اجازه خواست که به منزل فاطمه (س) وارد شود، فاطمه(س) خود را از او پوشیده داشت.رسول خدا (ص)  به او فرمود: چرا خود را از او پنهان می سازی، در حالی که نابیناست و تو را نمی بیند؟عرض کرد: اگر او مرا نمی بیند ، من او را می بینم ، و نیز رایحه و عطر را می بوید و شامّه اش سالم است.رسول خدا (ص) فرمود: گواهی می دهم که تو پارۀ تن منی.(1)

 ۱- بانوی بانوان-ص۶۹

 

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

اي كاش   مشايی   نبود!!!

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

 

جمعه اتوبوسی که ما را آورد بیت رهبری، همان اتوبوسی بود که ظهرش ما را آورد تشییع پیکر شهدا. پلاک اتوبوس بر گردن شهید گمنامی بود که تابوتش حکومتی است و روی دوش من داشت می رفت به معراج. معراج شهدا جایی در خیابان بهشت نیست، بهترین مکان طبقه هفتم بهشت است و ام البنین اگر هوای حوا را نداشت ما همه بی مادر شده بودیم. من برادر هابیلم اما نامم قابیل نیست. بیل نام کوچک کلینتون است و هیلاری اندازه کلنگ نمی فهمد؛ من بچه پرورشگاهی هستم که زینب پرستارش بود. من در بیمارستان به دنیا نیامده ام. زاده عشقم. نام مادر من حوا نیست. فاطمه زهرا است. مادر من همین هوایی است که دارم استشمام می کنم در روضه بیت رهبری. نام پدر من آدم نیست. آه و دم است. پدر من همین آهی است که دارم از سویدای دل می کشم وقت دیدن چهره ماه. پدر من همین دمی است که نشسته ام  روی موکت انتهای خیابان فلسطین و دارم سینه می زنم برای بی بی. بقیع، بقیه بهشت است در زمین و من هر وقت دلم برای بقیه الله تنگ می شود به بقیع می گویم بقیعه الله. من در فراق خورشید اگر ماه را نداشتم دیوانه می شدم. خامنه ای نبود می کشت مرا غم مهدی. خدای من چقدر خاطر خواهم بود که ماه را امامم کرد و مرا غلام قمر. من غلام قمرم و به سربازی خامنه ای افتخار می کنم. با من غیر از قمر از هیچ رهبر دیگری سخن نگویید. سران فتنه اوضاعشان قمر در عقرب است و قمر من عقربه ساعتی است که به وقت طلوع آفتاب تنظیم شده است و نشان می دهد تا ظهور نور در بین الحرمین چیزی نمانده. قمر من نگهدارش قمر بنی هاشم است. قمر من ماه بنی انقلاب است. ما حتی شهروندان جمهوری اسلامی نیستیم. سربازان مطیع امر خامنه ای هستیم. ما فرزندان انقلاب اسلامی هستیم که رهبرش یکی است و آن خامنه ای است. ما سربازان ماهیم؛ سرباز حکومتی. ما فرزندان انقلابیم؛ فرزند حکومتی. حکومت اما از کفش کهنه علی ارزشش کمتر است الا به اجرای حق و خامنه ای چون پای آرای حق ما ایستاده است حکومت حکیمانه اش امتداد حکومت علی و بسیار قیمتی است. پس مدح ماه همان وصف خورشید است و من حق دارم اگر با همان اتوبوسی که چهارشنبه ما را آورد راهپیمایی، سه شنبه شبها به قم بروم و شباهنگام جمکران برای تعجیل در فرج آفتاب، بوسه زنم بر دست ماه و سینه خیز بروم تا محراب. من منتظرم؛ پس هستم و این نیز یک انتظار حکومتی است. من یک منتظر فعالم، نه منفعل. کسانی که ماه را انکار می کنند، شب پرستانی هستند که هیچ ارادتی به خورشید، به انتظار، به نور و به ظهور ندارند. عاشق خورشید منم که مجنون ماهم. بی عشق قمر نتوان عاشق شمس شد. مدینه خورشید فقط یک باب دارد که آن باب، بابای ما است. در باغ ظهور، حضرت ماه است. نایب خورشید، بابای ما است. سرور و سالار آقای ما است. جانشین خورشید، رهبر ما است. عصای ماه جنس چوبش از شجره طیبه ای است که روزگاری دست موسی بود و نیل را شکافت گر چه پر از آب بود و با این عصای ماه، سراب است نقشه از “نیل تا فرات”. نقشه را ما باید بکشیم در جغرافیای آخرالزمان و مساحت فدک از اینجا است تا انتهای افق. من خوب می دانم چرا دشمن ولایت فقیه را نشانه گرفته است. من خوب می دانم چرا نصرالله بوسه می زند بر بازوی ماه. من فهمیده ام راز انتظار را. نه، من شاعر نیستم، مداح ماهم در دستگاه نور و طرح می زنم از سحر در بوم ظهور. نقاشی من نقشی است از تابوت سردار هور. من همان آب کرخه نورم. من ذره ای هستم از خاک فکه. من شقایق آتش گرفته ای هستم که جمعه بعد از تشییع پیکر شهدا با اتوبوس آمدم بیت رهبری و گریه کردم با ندای دل نشین حاج منصور. من نی ساندیس نظامم. من بی آنکه در سپاه یا ارتش باشم نظامی هستم. نظامی هم بسیجی بود و بعد از خمسه خمسه، “هفت پیکر” شهید آورد از خط مقدم جزیره که در جیب شان مصیبت نامه نبود، وصیت نامه بود. مجنون هم بسیجی بود. فرهاد هم با رمز “یا زهرا” بیستون را شکافت. شهید فرهاد نصیر قره چه داغی عاشق لیلای ولایت بود.  ”کاوه” یعنی شهید محمود کاوه که در مشهد شاگرد آقا بود و در پاوه یلی شده بود برای خودش و من یکی از دانیال های میدان شوشم که موتورم هم بسیجی است. من خیبری ام اهل درد، اهل دود، اهل عود، اهل فریاد. من سوز دارم اما سازشکار نیستم. من روز دارم، مرا چه کار با شب پرستی؟ من ستاره ای هستم که سوسو می کنم از نور ماه. من کلمه ای هستم گمنام در لابلای اشعار “انسانی” به اسم “علی” در وصف انسانی دیگر به اسم “انسیه حورا”. من مستاجر نیستم، خانه ام بیت رهبری است. من یتیم نیستم، پدرم اتفاقا رهبر این مملکت است. من در خانه ماه دیدم فرزند شهیدی را که با من هم عقیده بود و درست مثل صدای شیخ حسین اهل “بم” بود و غم از چهره اش رفت وقتی از نزدیک دید آقا را. محمد برایم از بم خرما آورده بود که لباسش مشکی بود و درونش به جای هسته گردو داشت. من در انتهای خیابان فلسطین جنوبی دیدم کودک آواره ای را که خودش ساکن کرانه غربی رود اردن بود اما دلش اینجاست. اینجا بیت رهبری است، صدای مرا از قلب ام القرا می شنوید. جوانان بنی هاشم بیایید؛ حضرت ماه مثل هر سال روضه گرفته برای مادرش و من چون دیر رسیدم در همان خیابان به اقامه عزا نشستم. نمازم فرادا شد و اشکم به جماعت. مُهر نماز من همین مِهر من به ولایت است که از خاک کربلا است. پس دو رکعت گریه می کنم برای مادرم زهرا به امامت اشکهای ماه. تکبیره الابکا. من در پرده ای بزرگ دیدم آقا آمد و بغض پدر شهید رمضانی ترکید که چرا اتوبوس تهران – کاشان دیر به بیت رهبری رسید و کربلایی رضا نتوانست صورت ماه را از نزدیک ببیند. من عاشق ولایتمداری خواهران و برادران بسیجی ام هستم که چند ساعت زودتر از شروع مراسم به حسینیه امام خمینی می روند و ساعتها برای آمریکا و اسراییل رجز می خوانند. من عاشق کرامت حضرت ماهم آنجا که “این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده” را می بیند اما جمال چهره اش که حجت موجه ما است، همچنان جلالی است؛ صاف تا کمی ابری همراه با غم و غصه بی بی. من عاشق سینه زدن علمایی آقا هستم وقت شعار “حسین حسین شعار ما است، شهادت افتخار ما است”. من عاشق بصیرت پسر بچه ای هستم که کنارم نشسته و وقتی از پرده می بیند بعضی ها هم آمده اند به طعنه می گوید: “اِ، اینم اومده”! من عاشق این شعارم به خصوص در گوش بعضی ها؛ “ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند”. آری، ما اهل کوفه نیستیم، اهل مدینه هستیم. ما ساکنین کوچه بنی هاشمیم. از نظر ما بیت رهبری دیوار به دیوار خانه علی است. از نظر ما بیت رهبری همان خیمه حسین در شب عاشورا است. از نظر ما بیت رهبری، مصراع قبلی اش حسینیه جماران است. از نظر ما جانشین شایسته خمینی است خامنه ای. از نظر ما همان خمینی است خامنه ای. از نظر ما مولای ما حضرت ماه است و نور چشمانش بر گرفته از تابش مستقیم خورشید بر پنجره بیت رهبری است. ما یک لشکر هستیم حائل میان در و دیوار تا اگر کسی خواست دوباره سیلی بزند با علم عباس بکوبانیم بر فرق سرش. من عاشق اشکهای ماهم هنگام این شعار؛ “کجایید ای شهیدان خدایی، بلاجویان دشت کربلایی”. ما در بیت رهبری غذای نذری نمی خوریم؛ این غذا دست پخت خود بی بی است. این غذا دست پخت مادر پهلو شکسته جناب ماه است و این عزا صاحب عزایش حضرت خورشید است. در خانه ماه، ما بوی خورشید می شنویم. اینجا از همه جا به سحر نزدیک تر است. اینجا خانه امید ما است. اینجا بیت رهبری است. اینجا کاشانه ما است. اینجا آشیانه ما است. اینجا روضه زهرا است. عباس در همین جا است که نگهدار مولای ما است. تازه اینجا فاطمیه است. “ما منتظریم تا محرم گردد، هنگامه امتحان میسر گردد؛ ما می دانیم تیغ و حلقوم شما، یک مو ز سر علی اگر کم گردد”. در آن صورت ما با علم عباس می آییم، با دو دست بریده. کرسی و لوح و قلم و ورق ما بیرق علمدار است. پرچم انقلاب اسلامی روی تابوت شهدا بیرق علمدار است. پلاک بیت رهبری بیرق علمدار است. غیرت حیدری ما بیرق علمدار است. دست ما بیرق علمدار است. عشق ما بیرق علمدار است. از همه مهمتر عبای رهبر ما بیرق علمدار است. حریف علمدار می شوید؛ بسم الله. ولله ان قطعتموا یمینی، انی احامی ابدا عن دینی و عن امام صادق الیقینی، نجل النبی الطاهر الامینی. یا نفس لا تخشی من الکفاری و ابشری برحمه الجباری. مع النبی السید المختاری، قد قطعوا ببغیهم یساری. یا نفس من بعد الحسین هونی و بعهده لا کنت ان تکونی. هذا الحسین شارب المنونی و تشربین بارد المعینی. هیهات ما هذا فعال دینی و لا فعال صادق الیقینی. ولله ان قطعتموا یمینی، انی احامی ابدا عن دینی.

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

سلام.

آخ قربون داداشای گلم برم که دارن با کاراشون ثابت میکنند که هنوز وایستادن.

وایستادن پای این نظام مقدس.

وایستادن پای رهبر عزیزشون.

وایستادن پای شهداشون.

 

shahid-iran-4.jpg

بفیه عکسا توی ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

                  در کوچه های بی کسی                      خود را به سو می کشم

                  ثانی مبر یار مرا                                   ورنه خودم را می کشم

                                            وای مادرم ... وای مادرم ......

                                   


 دل دریا .... دل بابا .... دل طوفانی ابرها

چشمشون به چشم ماهه

کنار تربت زهرا

دل بابا....

فاتح جدال خیبر

اونیکه مرد نبرد

تیغ ابروش ذوالفقاره

صاحب دستمال زرده

حال روی خاک حسرت

هم نشین غم و درده

دست به زانوهاش گرفته

غم فاطمه چه کرده ....

شب بارون ... شب هجرون ... شده دل بی سر و سامون

دل آسمون گرفته

از شب شام غریبون

دل بابا .....

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

 

 

 

نون و قلم‌نبی ست و ما يسترون حسين
طاق فلك علي است به عالم ستون حسين

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسين
هستي تمام ظاهر و مافی البطون حسين

با يك قيامت‌ست هم الغالبون حسين
(در اين قيام نقطه پرگار زينب است )

سردار سرسپرده جولان عشق كيست
تنها امير فاتح ميدان عشق كيست

عشق است حسين و گوش بفرمان عشق كيست
روح دميده بر تن بي‌جان عشق كيست

(اذن دخول در حرم يار زينب است )

ذرات و كائنات همه مرده يا خموش
در احتجاج بود زني يك علم به دوش

آتشفشان خداوند در خروش
هو هوي ذوالفقار علي مي‌رسد به گوش

(در هيبتي زحيدر كرار زينب است)

پيدا ترين ستاره زيباي خلقت است
زيباترين سروده لب‌هاي خلقت است

زهرا ترين زهره زهراي خلقت است
ليلاترين ليلي ليلاي خلقت است

شيوا ترين سؤال معماي خلقت است
(گنجينه جزيره اسرار زينب است )

چشم ستاره در بدر جستجوي ماه
بر روي نيزه ديده زينب گرفت راه

مبهوت مي‌نمود به سر نيزه اي نگاه
آتش كشيد جمله زدل تا كشيد آه

كي، جان پناه زينب و اطفال بي‌پناه
(راحت بخواب چونكه پرستار زينب است )

از ناي من به ناله چو افتاد ناي ني
عالم شنيد از پس آن هاي هاي ني

تو بر فراز نيزه و من در قفاي ني
آنقدر سنگ خورده‌ام از لا به لاي ني

تا اين كه يافتم سرت از رد پا ني
(عشق تو هست آتش و نيزار زينب است)

خورشيد روي قله ني آشكار شد
كوچكترين ستاره سر شيرخوار شد

ناموس حق به ناقه عريان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم، هم‌قطار شد

زيباترين ستاره دنباله‌دار شد
(در اين مسير نور جلودار زينب است )

پی نوشت : 

بهترین روز زندگیمه    

 

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

سلام .

خادم ولایت

                                امشب یه مداحی از خادم ولایت برای کسانی که اهل دل هستند گذاشتم.

خواهشم اینه که حتما گوش بدین ، خیلی قشنگه .خیلی ...

   

       حاج آقا منصور - شرح حال لاتی که سیدالشهدا انتخابش کرد.  

دانلود کنید از دست ندید.

--------------------------------------------------------------------------------- 

  پی نوشت : از وبلاگ  حاج منصور ارضی  برداشتم.

 

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |

 

 

          روز تشییع، ساعت 8:30 صبح، رهبر با حجت الاسلام محمدی گلپایگانی رئیس دفتر خود تماس می‌گیرد و می‌پرسد: «شما نرفتید مراسم تشییع؟» او جواب می‌دهد «داریم می‌رویم» بعد آقا می‌گوید: «مراسم تشییع در حوزه‌ی هنری است؟» «بله» را که می‌شنود ادامه می‌دهد: «من دلم گرفته، دلم غم دارد؛ می‌خواهم بیایم تشیع پیکر پاک شهید آوینی.»

به ادامه مطلب مراجعه کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |
 

سوال : آیا چادر ریشه ى دینى و قرآنى دارد؟                                                  

جواب : کلمه ى چادر واژه اى است پهلوى که به دو صورت «چادُر و چادَر»[1] به کار رفته و مترادف آن در زبان عربى، «جلباب»[2] و در زبان انگلیسى« [3] WRAPPER»است.
چادر باوقارترین و بارزترین نمود عینى پوشش زن مسلمان است که سراسر بدن او را مى پوشاند. این حجاب برتر ریشه در قرآن هم دارد. خداوند متعال خطاب به پیامبرش فرموده است:
(یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً)[4]; اى پیغمبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را با چادر خود بپوشانند، که این کار براى آنها بهتر است، تا به عفت و حریت شناخته شوند و از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند; و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.
«جلابیب» جمع «جلباب» است و جلباب در کتاب هاى لغت معتبر، مثل لسان العرب، صحاح اللغة و معجم الوسیط، به «ملحفه» معنا شده است و ملحفه پوششى گسترده است که زن خود را در آن مى پیچد.[5] علامه طباطبایى در کتاب المیزان در ذیل همین آیه ى شریفه، جلباب را لباسى مى داند که زن با آن تمام بدن خود را مى پوشاند.[6] قبل از بررسى معنا و مفهوم جلباب، باید دید چادر رایج در بین زنان مسلمان و ایرانى چه نوع پوششى است و عناصر و مؤلفه هاى اصلى تشکیل دهنده ى آن چیست؟ با اندک تأملى مى توان گفت: چادر داراى دو مؤلفه ى اصلى ذیل است:


1. اندازه ى چادر: پوششى وسیع است که از بالاى سر تا پایین پاى زن را مى پوشاند.
2. کارکرد چادر: پوششى جلوباز که از بالاى سر، روى لباس هاى دیگر پوشیده مى شود و به نحو خاصى کنترل و جمع و جور مى گردد.
حال باید بررسى نمود آیا جلباب قرآنى که در بعضى تفاسیر از آن به ملحفه تعبیر شده است،[7] دو عنصر مذکور را دارد یا نه؟ اگر دو عنصر یاد شده را بتوان براى جلباب اثبات نمود، مى توان ادعا کرد که جلباب قرآنى همانند چادرهاى رایج فعلى است و گرنه نمى توان چنین ادعایى کرد; از این رو، به بررسى دو مؤلفه ى اندازه و کارکرد جلباب مى پردازیم:
الف) اندازه ى جلباب: تقریباً همه ى کتاب هاى لغت در این که جلباب پوششى وسیع است اتفاق نظر دارند، ولى دیدگاه هاى کتاب هاى لغت و تفسیر درباره ى اندازه ى دقیق جلباب متفاوت است. از مجموع کلمات لغویان و مفسران در مورد اندازه ى جلباب، به سه دیدگاه مى توان اشاره کرد:
دیدگاه اول: از کتاب هاى لغوى و تفسیرى استفاده مى گردد که جلباب پوششى فراگیر بوده که از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشانده است.[8]
دیدگاه دوم: جلباب پوششى بزرگ تر از خمار (مقنعه) بوده که کم تر از مقدار ردا، یعنى تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است. این دیدگاه از بعضى از کتاب هاى لغت، مثل مصباح المنیر فیومى استفاده مى شود.
دیدگاه سوم: جلباب همان خمار (مقنعه) است; پوششى که فقط سر و سینه ها را مى پوشاند. این دیدگاه از مفردات راغب اصفهانى به دست مى آید.
شواهد مختلفى وجود دارد که صحت دیدگاه اول و مخدوش بودن دیدگاه دوم و سوم را ثابت مى کند که بعضى از آنها عبارت اند از:
شاهد اول: درباره ى پوشش حضرت فاطمه ى زهرا(علیها السلام) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک این گونه نقل شده است:
لاثت خمارها على رأسها و اشتملت بجلبابها.[9]
یعنى فاطمه ى زهرا(علیها السلام) خمار و مقنعه ى خویش را بر سر و جلباب، یعنى پوششى که شامل و دربر گیرنده ى تمام آن وجود مبارک بود، بر تن کردند.
از نحوه ى پوشش حضرت در قضیه ى مذکور دو نکته استفاده مى شود:
نکته ى اول: پوشش حضرت در بیرون منزل، همان دو پوشش قرآنى مستقل از یکدیگر به نام «خمار» و «جلباب» بوده است; بر این اساس، نظر طرف داران دیدگاه سوم، مثل راغب اصفهانى در مفردات که جلباب را به خمار معنا کرده است، مخدوش مى گردد.
نکته ى دوم: از عبارت «و اشتملت بجلبابها»، به روشنى استفاده مى شود که جلباب، پوششى سرتاسرى بوده که تمام آن وجود مبارک، از سر تا قدم ها را فرا مى گرفته است; بنابراین، نظر طرف داران دیدگاه دوم; که قایل بودند جلباب تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است، مخدوش مى گردد.
شاهد دوم: از کتاب هاى لغوى، مثل مصباح المنیر فیومى که گفته اند: «الجلباب ثوب اوسع من الخمار; جلباب پوششى گسترده تر از خمار است»، تباین و مستقل بودن خمار و جلباب به خوبى استفاده مى شود.
شاهد سوم: احادیثى هم چون حدیث نبوى «و لغیر ذى محرم اربعة اثواب: درع و خمار و جلباب و ازار»[10] که از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل نام برده است نیز، شاهد بطلان دیدگاه سوم است.
شاهد چهارم: زمخشرى و آلوسى از ابن عباس، صحابى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و شاگرد امام على(علیه السلام) نقل کرده اند که جلباب پوششى بوده که از بالا تا پایین بدن را مى پوشانده است;[11] که با این شاهد بطلان دیدگاه دوم اثبات مى شود.
حاصل این که جلباب قرآنى از نظر اندازه همانند چادرهاى زمان حاضر از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشانده است. اگر چه ممکن است که از نظر شکلى غیر از چادر فعلى بوده است.
ب) کارکرد جلباب: براى فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوششى آن، لازم است معناى «ادناء» در آیه ى (یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ) معلوم شود. آلوسى از ابن عباس و قتاده و زمخشرى از ابن سیرین نقل کرده اند که مراد از «یدنین» قرار دادن جلباب در بالاى ابرو و گردن و جمع و جور کردن و قرار دادن گوشه هاى جمع شده ى آن در بالاى بینى است،[12] که معمولا بانوان متدین و حساس نسبت به رعایت حجاب در مواجهه با نامحرم چنین مى کنند. از عبارت ابن عباس، قتاده و ابن سیرین معلوم مى شود که جلباب همانند چادرهاى فعلى، پوششى جلوباز بوده است که واژه ى «یدنین» در آیه ى شریفه نیز مؤید این مدعاست; بنابراین، از نظر کارکرد و کیفیت پوشش نیز جلباب قرآنى، شبیه چادرهاى امروزى بوده است.
به رغم این که بحث بر سر الفاظ و نام گذارى نیست و مهم این است که حقیقت و مصداقى از پوشش، شبیه چادرهاى فعلى، در صدر اسلام موجود بوده است، خوش بختانه در کتاب هاى واژه هاى قرآنى و کتاب هایى که درباره ى جلباب بحث نموده اند، جلباب به چادر معنا شده است و این مؤید بسیار خوبى است بر این که آنها نیز به دلیل اشتراک مؤلفه ها و عناصر جلباب و چادر، همانند ما، از جلباب قرآنى معناى چادر را فهمیده اند.[13]
حاصل این که، با توجه به مشابهت بسیار نزدیک جلباب قرآنى با چادر، از نظر اندازه و کارکرد، مى توان ادعا کرد که چادر ارتباط وثیقى با دین اسلام و قرآن دارد.


--------------------------------------------------------------------------------
[1]. لغت نامه ى دهخدا و فرهنگ معین.
[2]. خلیل احمد فراهیدى، کتاب العین، ج 1، ص 302.
[3]. دکتر آریان پور، فرهنگ انگلیسى به فارسى.
[4]. سوره ى احزاب، آیه ى 59.
[5]. الملحفة: بالکسر، هى الملائة التى تلتحف بها المرأة (واللحاف) کل ثوب یتغطى به: ر.ک: فیومى، المصباح المنیر، ریشه ى لحف.
[6]. محمدحسین طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 16، ص 346.
[7]. به طور مثال ر.ک: شیخ طوسى، التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361; میرزا محمد مشهدى، کنزالدقائق، ج 8، ص 226 و فیض کاشانى، تفسیر صافى، ج 4، ص 203، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب، (آیه ى جلابیب).
[8]. به طور نمونه، ر.ک: شیخ طوسى، همان; بیضاوى، تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل; علامه طباطبایى، تفسیر المیزان و شیخ محمدجواد مغنیه، تفسیر الکاشف، ذیل آیه ى جلابیب; هم چنین از ابن عباس، مفسر بزرگ قرآن کریم این دیدگاه استفاده مى شود که در ضمن بررسى اقوال سه گانه خواهد آمد. در کتاب الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بیانه، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب (آیه ى جلابیب) آمده است: «جلابیب جمع جلباب اسم جامد للملاءة التى تشتمل بها المرأة قال المبرَّد: الجلباب ما یستر الکل مثل اللحفة»; هم چنین این دیدگاه از کلام ابن عربى در کتاب احکام القرآن در ذیل آیه ى جلباب نیز استفاده مى شود. علاوه بر کتب تفاسیر، از بعضى کتاب هایى که به طور مفصل درباره ى احکام زنان بحث کرده اند دیدگاه اوّل صریحاً استفاده مى شود; مثلا در کتاب المفصل فى احکام المرأة والبیت المسلم فى الشریعة الاسلامیة، ج 3، ص 3222 آمده است: انّه الملاءة التى تشتمل بها المرأة فتلبسها فوق ثیابها و تغطى بها جمیع بدنها من رأسها الى قدمها و الجلباب بهذا التعریف شبیه العَباءة».
[9]. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 98.
[10]. طبرسى، مجمع البیان، ج7، ص155.
[11]. عن ابن عباس: الرداء الذى یستر من فوق الى اسفل. زمخشرى، تفسیر کشاف، و آلوسى، تفسیر روح المعانى، ذیل آیه ى جلباب (آیه ى 59 سوره ى احزاب).
[12]. عن ابن سیرین سألت عبیدة السلمانى عن ذلک (یدنین)، فقال: ان تضع رداءها فوق الحاجب ثم تدیره حتى تضعه على انفها. شبیه تعبیر مذکور عبارت هاى مختلفى در تفسیر آلوسى، ذیل آیه ى جلباب نقل شده است که نحوه ى کارکرد جلباب را بیان مى کند; مثلا از ابن عباس و قتاده این گونه نقل شده است. «تلوى الجلباب فوق الجبینین و تشده ثم تعطفه على الانف و ان ظهرت عینها لکن تستر الصدر و معظم الوجه».
[13]. ر.ک: لسان التنزیل، تألیف قرن 4 و 5، ص 103، به اهتمام مهدى محقق; تفسیر ابوالفتوح رازى، ج 8، ص 191، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب; میرزا ابوالحسن شعرانى، نثر طوبى، واژه ى جلباب; عبدالرحیم صفى پور، منتهى الارب فى لغة العرب، ج 1، ص 186، واژه ى جلب; ر. پ. آ: دزى، فرهنگ البسه ى مسلمانان، ص 117 و فیاض زنجانى، «رساله ى حجابیه»، مجله ى کیهان اندیشه، ش 60، خرداد و تیرماه، سال 1374، ص 112. و نسخه ى کهن تفسیر مفردات قرآن، ص190، قسمت مفردات، سوره ى احزاب.

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |
بسم الله ...

اولین مطلبو میخوام با نظر حضرت آقا در مورد حجاب شروع کنم.

     

 

*- مسأله حجاب و مَحرم و نامَحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه به خاطر این است که قضیه عفاف در این بین سالم نگهداشته شود.

 

*- حجاب، ارزشى است منطبق با طبیعت انسان.

 

*- مسأله‌ى حجاب، یک مسأله‌ى ارزشى است.

 

*- یکى از مظاهر معنویت که غرب هیچ‌وقت با آن سر سازگارى نداشته و ندارد، حجاب است.

 

*- ما حجاب را لباس «مشارکت اجتماعى» زنان مى‌دانیم.

 

*- حجاب، یکى از وسایل امنیت است، . با حجاب زن مسلمان، هم خود زن مسلمان امنیت پیدا مى‌کند و هم مردان مسلمان امنیت پیدا مى‌کنند.

 

*- حجاب، یکى از آن احکام برجسته‌ى اسلام است.

 

*- حجاب شرم در میان زن و مرد، فطرى انسان است. این، نظر اسلام است. موضوع حجاب هم که اسلام روى آن تکیه مى‌کند، مظهرى از همین اساس بسیار عالى و مهم است.

 

*- اسلام در باب حجاب پوشش را معین نکرده، مقصود را معین کرده. مقصود این است که دیدار زن و مرد و ملاقات طبیعى آنها به‌صورت روزمره تبدیل نشود به یک عامل تحریک‌کننده، این هدف است.

 

*- چادر، حجاب منحصر اسلامى نیست. غیر چادرى هر نوع حجابى داشته باشد، با حجاب است و هیچ فرقى هم با چادرى ندارد. البته ... چادر حجاب پوشنده‌ترى است.

 

*- ما معتقدیم که چادر، بهتر از اشکال دیگر حجاب است؛ یعنى حجاب را چادر بهتر حفظ مى‌کند.

 

*- اگر سلیقه‌ى من را سؤال کنند، من چادر را بر هر حجاب دیگرى براى زن ترجیح مى‌دهم.

 

*- به نظر ما کاملترین و بهترین نوع حجاب همین چادر است.

 

*- در محیط جامعه و در متن اجتماع، زن مسلمان داراى حرمت و شخصیتى است که مظهر آن حجاب اوست.

 

*- در قدیم در دوران باستان، زنانى که مورد احترام بیشترى بودند، با حجاب بودند. حجاب، علامت تکریم است.

 

*- ما که روى حجاب این‌قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک مى‌کند تا بتواند به آن رتبه‌ى معنوى عالى خود برسد و دچار آن لغزشگاههاى بسیار لغزنده‌اى که سر راهش قرار داده‌اند، نشود.

 

*- مسأله‌ى حجاب، به معناى منزوى کردن زن نیست. اگر کسى چنین برداشتى از حجاب داشته باشد، برداشتش کاملا غلط و انحرافى است. مسأله‌ى حجاب، به معناى جلوگیرى از اختلاط و آمیزش بى‌قیدوشرط زن و مرد در جامعه است.

 

 

حجاب و عفاف زن ایرانى؛ به روایت سفرنامه‏نویسان فرنگى

+ نوشته شده توسط admin در و ساعت |